الملا فتح الله الكاشاني
128
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
لمة و للملك لمة فلمة الشيطان وعده بالفقر و امره بالفاحشة و لمة الملك امره بالانفاق و نهيه عن المعصية حاصل كه وعده شيطان غرور است و وعد رحمن متضمن سرور وعدهء شيطان وسواس و بخل است و وعدهء رحمن وحى و تنزيل پس بوعدهء شيطان مشغول مشو كه دشمنى است هوبدا كه الشَّيْطانِ إِنَّه لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ و به جهت اين ترا با معصية ميخواند و از درويشى مىترساند و بوسوسه مىرنجاند و خدا ترا مينوازد و كار تو ميسازد و شيطان مفلس است و وعدهء افلاس ميدهد و رحمن غنى و توانگرست وعدهء مغفرت و فضل ميدهد پس تبعيت شيطان عين شقاوتست و تبعيت رحمن محض سعادت * ( يُؤْتِي الْحِكْمَةَ ) * ميدهد خدا حكمت را كه آن تحقيق علم است و اتقان عمل * ( مَنْ يَشاءُ ) * هر كرا ميخواهد تا داند كه چه ميبايد كرد و بكه ميبايد داد يا دانشى كه ميان القاى رحمانى و املاى شيطانى تميز نمايد تا از وعيد شيطانى بترسد و بوعده رحمانى مستظهر باشد و اين بوسيلهء توفيق ربانى و الطاف سبحانيست نسبت بهر كه مستحق و سزاوار آن باشد و قوله من يشاء مفعول اول است كه مؤخر شده به جهت اهتمام بمفعول ثانى و علما را در معنى حكمت چند وجه است ابن عباس و ابن مسعود بر آنند كه مراد علم قرآنست از ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه و مقدم و مؤخر و حلال و حرام و امثال آن و ابن زيد گفته كه ( هى علم الدين ) و سدى گفته كه نبوتست و نزد مجاهد اصابه است در قول و عمل و عطا بر آن است كه معرفة است به خدا و نزد ابراهيم مراد از آن فهم است و بمذهب ربيع ترس خدايست كه ( خشية اللَّه رأس كل حكمة ) و از ابى عبد اللَّه ( ع ) مروى است كه هى القرآن و الفقه و گويند آن هر چيزيست كه حق سبحانه به پيغمبران و امم ايشان داده از كتب و آيات و دلالات داله بر معرفت توحيد و نبوة نزد بعضى ديگر حكمة عمليست كه منفعت او عظيم و فائده او جليل باشد و اين قول جامع اقوال مذكوره است و تسميهء عليم بحكمت جهت آنست كه علم مانع فعل قبيح است چه آن متضمن دعوتست بفعل حسن و زجر از مناهى و قبايح مرويست كه حضرت رسالت ( ص ) فرموده كه ان اللَّه اتانى من الحكمة مثل القرآن و ما من بيت ليس فيه شيء من الحكمة الا كان خرابا الا فتفقهوا و تعلموا و لا تموتوا جهلا يعنى بدرستى كه حقتعالى به من عطا فرمود از حكمت قرآن را هيچ خانهء نباشد كه در او چيزى از حكمت نباشد مگر كه خراب و ويران شود پس فقيه شويد در دين و تعليم گيريد و نادان مميريد * ( وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ ) * و هر كه را دادند حكمت و علم دين * ( فَقَدْ أُوتِيَ ) * پس به درستى كه دادهاند او را * ( خَيْراً كَثِيراً ) * نيكويى بسيار چه او جامع خير دارين است و ايثار صيغهء مجهول بر معلوم جهت آنست كه مقصود ماتى و ماتى به است نه تعيين اتى ابو الليث ره فرموده كه